فرهنگ آریان‌پور

نظامنامه

#۲۰۰٬۹۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

bylaw

آئین نامه، نظامنامه، قانون ویژه، قانون فرعى و ضمنى

۲

statute book

کتاب نظامنامه، کتاب قانون، (مجازى) قوانین موضوعه

۳

by

به دست، بتوسط، با، به وسیله، از، بواسطه، پهلوى، نزدیک، کنار، از نزدیک، از پهلوى، از کنار، درکنار، از پهلو، محل سکنى، فرعى، درجه دوم

۴

code

نظام نامه، رمز، قانون، به صورت رمز درآوردن، مجموعه قانون تهیه کردن، رمزى کردن، برنامه، دستورالعملها code ـ (64)

۵

statute

قانون موضوعه، قانون، حکم، اساسنامه