فرهنگ آریان‌پور

نظام حاکم

#۲۰۰٬۹۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

state

حالت، کشور، ایالت، توضیح دادن، جزء به جزء شرح دادن، اظهار داشتن، اظهار کردن، تعیین کردن، حال، چگونگى، کیفیت، دولت، استان، ملت، جمهورى، کشورى، دولتى state ـ (47)