فرهنگ آریان‌پور

نطق کردن

#۲۰۰٬۹۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

orate

سخنرانى کردن، نطق کردن، خواندن

۲

lecture

سخنرانى، خطابه، کنفرانس، درس، سخنرانى کردن، خطابه گفتن، نطق کردن

۳

perorate

سخن بدرازا کشاندن، نطق کردن