فرهنگ آریان‌پور

نطق‌ کردن

#۲۰۰٬۹۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

orate

سخنرانى کردن، نطق کردن، خواندن

۲

speak

(past: spoke ; past participle: spoken) ـ درآییدن، سخن گفتن، حرف زدن، صحبت کردن، تکلم کردن، گفتگو کردن، سخنرانى کردن