فرهنگ آریان‌پور

اولاد

#۲۰٬۰۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

progeny

اولاد، فرزند، اخلاف، سلاله، دودمان

۲

posterity

اولاد، اعقاب، زادگان، اخلاف، آیندگان

۳

seed

بذر، دانه، تخم، ذریه، اولاد، تخم آورى، تخم ریختن، کاشتن

۴

slip

لغزش، خطا، سهو، اشتباه، لیزى، گمراهى، قلمه، سرخورى، تکه کاغذ، زیر پیراهنى، ملافه، روکش، متکا، نهال، اولاد، نسل، لغزیدن، لیز خوردن، گریختن، سهو کردن، اشتباه کردن، از قلم انداختن

۵

breed

(past: bred ; past participle: bred) ـ پروردن، بار آوردن، زائیدن، به دنیا آوردن، تولید کردن، تربیت کردن، فرزند، اولاد، اعقاب، جنس، نوع، گونه

۶

issue

بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره

۷

offspring

زادو ولد، فرزند، اولاد، مبدا، منشا

۸

spawn

تخم ماهى، اشپل، بذر، جرم، تخم ریزى کردن (حیوانات دریایى)، تولید مثل کردن