واژههای فارسی←نشین - مهاجر -فرهنگ آریانپورنشین - مهاجر -#۲۰۰٬۷۶۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱colonyمستعمره، مستملکات، مهاجر نشین، جرگهواژههای نزدیک در الفبانشین - شاه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینشین - شهر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینشین - شیخ -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینشین - صومعه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینشین - مرز -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینشین - مستعمره -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر