فرهنگ آریان‌پور

نشیب

#۲۰۰٬۷۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

downhill

سرازیرى، سر پائینى، نشیب، انحطاط

۲

low

خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست

۳

bent

(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن bend

۴

slope

شیب، سرازیرى، شیب دار، زمین سراشیب، سربالایى، کجى، انحراف، سراشیب کردن، سرازیر شدن

۵

steep

سرازیر، تند، سراشیب، گزاف، فرو کردن (در مایع)، خیساندن، اشباع کردن، شیب دادن، مایع (جهت خیساندن)

۶

decline

کاهش، شیب پیدا کردن، رد کردن، نپذیرفتن، صرف کردن (اسم یاضمیر)، زوال، انحطاط، خم شدن، مایل شدن، رو بزوال گذاردن، تنزل کردن، کاستن

۷

declension

صرف کلمات، عدم قبول چیزى به طور مودبانه