فرهنگ آریان‌پور

نشسته

#۲۰۰٬۶۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

sedentary

نشسته، غیر مهاجر، مقیم در یک جا، غیر متحرک

۲

sedent

(در مورد مجسمه) نشسته

۳

sejant

(sitting =) ـ نشسته، درحال جلوس، درحال چمباتمه زدن

۴

soapless

بى صابون، کثیف، نشسته (nashosteh)

۵

sitting

(past: sat ; past participle: sat) ـ نشستن، جلوس کردن، قرار گرفتن sit

۶

unwashed

شسته نشده، حمام نگرفته، جزو مردم عادى