واژههای فارسی←نشستن جلوی نقاش برای نقاشیفرهنگ آریانپورنشستن جلوی نقاش برای نقاشی#۲۰۰٬۶۷۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱sit(past: sat ; past participle: sat) ـ نشستن، جلوس کردن، قرار گرفتنواژههای نزدیک در الفبانشست گاهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینشست محرمانه کاردینال ها برای گزینش پاپمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینشست نامهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینشست و برخاست کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینشست و گفتگو کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینشست همگانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر