فرهنگ آریان‌پور

نشستن جلوی نقاش برای نقاشی

#۲۰۰٬۶۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

sit

(past: sat ; past participle: sat) ـ نشستن، جلوس کردن، قرار گرفتن