فرهنگ آریان‌پور

نشستن - فرو -

#۲۰۰٬۶۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

sag

خم شدن، فرو نشستن، از وسط خم شدن، آویزان شدن، صعیف شدن، شکم دادن

۲

subside

(در د و غیره) واگذاشتن، نشست کردن، فرو نشستن، فروکش کردن