فرهنگ آریانپور
نشستن
#۲۰۰٬۶۶۳
sit
(past: sat ; past participle: sat) ـ نشستن، جلوس کردن، قرار گرفتن
perch
نشیمن گاه پرنده، چوب زیر پایى، تیر، میل، جایگاه بلند، جاى امن، نشستن، قرار گرفتن، فرود آمدن، درجاى بلند قرار دادن
light
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى
plump
گوشتالو، فربه، چاق و چله، فربه ساختن، گوشتالو کردن، چاق شدن، صداى تلپ تلپ، محکم افتادن یا افکندن
alight
روشن، شعله ور، سوزان، سبک کردن، راحت کردن، تخفیف دادن، روشن کردن، آتش زدن، برق زدن، پیاده شدن، فرود آمدن
settle
واریز، تسویه، جا دادن، ماندن، مقیم کردن، ساکن کردن، واریز کردن، تصفیه کردن، معین کردن، ته نشین شدن، تصفیه حساب کردن، نشست کردن