فرهنگ آریان‌پور

نشدنی - دیده -

#۲۰۰٬۴۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

imperceptible

دیده نشدنى، غیر قابل مشاهده، جزیى، غیر محسوس، تدریجى، نفهمیدنى، درک نکردنى

۲

indiscernible

غیر قابل تشخیص، تمیز ندادنى، دیده نشدنى