فرهنگ آریان‌پور

نشدنی - داخل -

#۲۰۰٬۴۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

impenetrable

غیر قابل رسوخ، سوراخ نشدنى، داخل نشدنى، نفوذ نکردنى، درک نکردنى، پوشیده