فرهنگ آریان‌پور

نشت‌ کردن

#۲۰۰٬۴۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

permeate

نفوذ کردن، سرایت کردن، نشت کردن

۲

leak

رخنه، سوراخ، تراوش، نشت، چکه، تراوش کردن، نفوذ کردن، فاش کردن یا شدن، فاش شدن

۳

seep

تراوش طبیعى، رسوخ، چکه، تراوش کردن، از میان سوراخ هاى ریز نفوذ کردن، چکه کردن

۴

bleed

(past: bled ; past participle: bled) ـ خون آمدن از، خون جارى شدن از، خون گرفتن از، خون ریختن، اخاذى کردن

۵

diffuse

منتشر شده، پراکنده، پخش شده، افشانده، افشاندن، پخش کردن، (مجازى) منتشر کردن

۶

infiltrate

تراوش کردن، نفوذ کردن، نشر کردن، گذاشتن، در خطوط دشمن نفوذ کردن