فرهنگ آریان‌پور

نشایست‌ کردن

#۲۰۰٬۴۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

forbid

(past: forbade, forbad ; past participle: forbidden) ـ قدغن کردن، منع کردن، بازداشتن، اجازه ندادن ملعون، مطرود