فرهنگ آریان‌پور

نشانه

#۲۰۰٬۳۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

token

نشانه، نشان، علامت، نشانى، یادگارى، رمز، معجزه، علامت رمزى، کلمه رمزى، علامت مشخصه، یادگار، یادبود، اجازه ورود، بلیط ورود

۲

presage

نشانه، نشان، علامت، فال نما، شگون، گواهى دادن بر، خبردادن از، پیشگویى کردن

۳

mark

نشان، ارزه، نمره، نشانه، علامت، داغ، هدف، پایه، نقطه، درجه، مرز، حد، علامت گذاشتن، توجه کردن

۴

omen

فال، نشانه، پیشگویى، به فال نیک گرفتن

۵

sign

نشان، نشانه، علامت، اثر، صورت، آیت، تابلو، اعلان، امضاء کردن، امضاء، نشان گذاشتن، اشاره کردن

۶

proof

دلیل، گواه، نشانه، مدرک، اثبات، مقیاس خلوص الکل، محک، چرکنویس، برهان

۷

emblem

نشان، نشانه، علامت، شعار، (ک.) تمثیل، با علایم نشان دادن

۸

impresa

شعار، علامت، نشانه، جمله شعارى، پند، مثال

۹

symptom

هم افت، نشان، نشانه، اثر، دلیل، علائم مرض، علامت

۱۰

allegory

تمثیل، حکایت، کنایه، نشانه، علامت

۱۱

sacrament

رسم دینى، آئین دینى، تقدیس کردن، نشانه، سوگند

۱۲

emblematic

(emblematical =) ـ مشعر، حاوى، نشانه، حاکى، کنایه دار، رمزى

۱۳

indication

نشان، اشاره، دلالت، اشعار، نشانه، نماینده

۱۴

reminiscence

خاطره، یادداشت، یاد بود، یاد آورى، نشانه

۱۵

spark

ژابیژ، اخگر، جرقه، بارقه، جرقه زدن

۱۶

character

دخشه، مونه، منش، خیم، نهاد، سیرت، صفات ممتازه، هر نوع حروف نوشتنى و چاپى، خط، رقم، شخصیت هاى نمایش یا داستان، نوشتن، مجسم کردن، شخصیت واژه هاى شامل