فرهنگ آریان‌پور

نشانگر بودن

#۲۰۰٬۳۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

index

شاخص، زیرنویس، فهرست، راهنما (مثلا در جدول و پرونده)، (در کتاب) جاانگشتى، نمایه، نما، راهنماى موضوعات، فهرست راهنما داراى فهرست کردن، بفهرست درآوردن، نشان دادن، به صورت الفبایى (چیزى را) مرتب کردن، فهرست ساختن

۲

denote

مشخص کردن، تفکیک کردن، علامت گذاردن، علامت بودن، معنى دادن

۳

evidence

گواه، مدرک (مدارک)، ملاک، گواهى، شهادت، شهادت دادن، ثابت کردن