فرهنگ آریان‌پور

نشانگر

#۲۰۰٬۲۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

marker

نشان گذار، علامت، نشانه، نشانگر

۲

index

شاخص، زیرنویس، فهرست، راهنما (مثلا در جدول و پرونده)، (در کتاب) جاانگشتى، نمایه، نما، راهنماى موضوعات، فهرست راهنما داراى فهرست کردن، بفهرست درآوردن، نشان دادن، به صورت الفبایى (چیزى را) مرتب کردن، فهرست ساختن

۳

indicator

نماینده، اندیکاتور، شاخص، اندازه، مقیاس، فشار سنج

۴

indicative

اخبارى، خبر دهنده، اشاره کننده، مشعر بر، نشان دهنده، دلالت کننده، حاکى، دال بر

۵

expression

بیان، تجلى، ابراز، کلمه بندى، سیما، قیافه، مبین

۶

expressive

رسا، پرمعنى، حاکى، اشاره کننده، مشعر

۷

distinctive

مشخص، ممتاز، منش نما

۸

representative

نمایشگر، نماینده، حاکى از، مشعربر