فرهنگ آریانپور
نشاندن - فرو -
#۲۰۰٬۲۸۷
calm
آرامش، بى سر و صدایى، آسوده، سکوت، آرام، ساکت، ساکن آرام کردن، ساکت کردن، فرو نشاندن
curb
زنجیر، بازداشت، جلوگیرى، لبه پیاده رو، محدود کردن، داراى دیواره یا حایل کردن، تحت کنترل درآوردن، فرو نشاندن
lull
آرام کردن، فرو نشاندن، ساکت شدن، لالایى خواندن، آرامش، سکون، آرامى
infix
فرو کردن، نشاندن، فرو نشاندن، جادادن، میانوند، میانوندى
quell
فرو نشاندن، سرکوبى کردن، تسکین دادن
pacify
آرام کردن، فرو نشاندن، تسکین دادن
appease
آرام کردن، ساکت کردن، تسکین دادن، فرو نشاندن، خواباندن، خشنود ساختن
mollify
فرو نشاندن، آرام کردن، نرم کردن، تسکین دادن، خواباندن
extinguish
خاموش کردن، خفه کردن، فرو نشاندن، کشتن، منقرض کردن