فرهنگ آریان‌پور

نشاندن - فرو -

#۲۰۰٬۲۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

calm

آرامش، بى سر و صدایى، آسوده، سکوت، آرام، ساکت، ساکن آرام کردن، ساکت کردن، فرو نشاندن

۲

curb

زنجیر، بازداشت، جلوگیرى، لبه پیاده رو، محدود کردن، داراى دیواره یا حایل کردن، تحت کنترل درآوردن، فرو نشاندن

۳

lull

آرام کردن، فرو نشاندن، ساکت شدن، لالایى خواندن، آرامش، سکون، آرامى

۴

infix

فرو کردن، نشاندن، فرو نشاندن، جادادن، میانوند، میانوندى

۵

quell

فرو نشاندن، سرکوبى کردن، تسکین دادن

۶

pacify

آرام کردن، فرو نشاندن، تسکین دادن

۷

appease

آرام کردن، ساکت کردن، تسکین دادن، فرو نشاندن، خواباندن، خشنود ساختن

۸

mollify

فرو نشاندن، آرام کردن، نرم کردن، تسکین دادن، خواباندن

۹

extinguish

خاموش کردن، خفه کردن، فرو نشاندن، کشتن، منقرض کردن