فرهنگ آریان‌پور

نشاندن - عقب -

#۲۰۰٬۲۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن

۲

retreat

عقب نشینى کردن، عقب نشینى، کناره گیرى، گوشه عزلت، انزوا، عقب نشاندن، پس گرفتن، عقب زدن

۳

present

پیشکش، هدیه، ره آورد، اهداء، پیشکشى، زمان حاضر، زمان حال، اکنون، موجود، آماده، مهیا، حاضر، معرفى کردن، اهداء کردن، ارائه دادن، عرضه کردن

۴

produce

تولید کردن، عمل آوردن، فرآوردن، محصول، ارائه دادن، زائیدن