فرهنگ آریان‌پور

نشان ویژه

#۲۰۰٬۲۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

lineament

نشان ویژه، خط، طرح، سیما، طرح بندى، خطوط چهره، صفات مشخصه

۲

trait

ویژگى، نشان ویژه، نشان اختصاصى، خصیصه

۳

characteristic

منشى، خیمى، نهادى، نهادین، منش نما، نشان ویژه، صفت ممیزه، مشخصات، مشخصه

۴

brand

داغ، داغ و درفش، نشان، انگ، نیمسوز، آتشپاره، جور، جنس، نوع، مارک، علامت، رقم، (مجازى) لکه بدنامى، (در شعر) داغ کردن، داغ زدن، (مجازى) خاطرنشان کردن، لکه دار کردن

۵

character

دخشه، مونه، منش، خیم، نهاد، سیرت، صفات ممتازه، هر نوع حروف نوشتنى و چاپى، خط، رقم، شخصیت هاى نمایش یا داستان، نوشتن، مجسم کردن، شخصیت