فرهنگ آریان‌پور

اوقات تلخ

#۲۰٬۰۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

angry

اوقات تلخ، رنجیده، خشمناک، دردناک، قرمز شده، ورم کرده، دژم، برآشفته

۲

indignant

اوقات تلخ، متغیر، رنجیده، خشمگین، آزرده

۳

glum

افسرده، کدر، رنجیده، ملول، اوقات تلخ

۴

stuffy

خفه، دلتنگ کننده، اوقات تلخ، مغرور، محافظه کار، بد اخم، لجوج

۵

sulky

قهر، رنجیده، دلخور، ترشرو، عبوس، بد اخم

۶

crabby

خرچنگ مانند، (مجازى) پیچیده

۷

peeved

ازرده، رنجیده

۸

sullen

عبوس، ترشرو، کج خلق، غیر معاشر، عبوسانه