نشان
#۲۰۰٬۰۳۶
badge
نشان، علامت، امضاء و علامت برجسته و مشخص برای نشان دادن کیفیت حروف صدادار acute accent
symbol
نشان، علامت، نماد، رمز، اشاره، رقم، به صورت سمبل درآوردن، مظهر symbol مجازی
emblem
نشان، نشانه، علامت، شعار، (ک.) تمثیل، با علایم نشان دادن
hallmark
نشان، عیارى که از طرف زرگر یا دولت روى آلات سیمین و زرین گذاشته مى شود، انگ ارتش
clue
گلوله کردن، به شکل کلاف یا گلوله نخ درآمدن، گلوله نخ، گره، گوى، (clew) کلید، راهنما، اثر، نشان، مدرک
brand
داغ، داغ و درفش، نشان، انگ، نیمسوز، آتشپاره، جور، جنس، نوع، مارک، علامت، رقم، (مجازى) لکه بدنامى، (در شعر) داغ کردن، داغ زدن، (مجازى) خاطرنشان کردن، لکه دار کردن
caret
هشتک، نشان
chalk
گچ، (زبان عامیانه) نشان، علامت سفید کردن، با گچ خط کشیدن، با گچ نشان گذاردن
cicatrix
جاى زخم، اثر زخم، داغ، نشان، داغه
attribute
صفت، نسبت دادن، نشان، خواص، شهرت، افتخار، حمل کردن (بر) ـ
cicatricle
داغ، نشان، محل زخم
bench mark
(در ساختمان) نشان، انگپایه