فرهنگ آریان‌پور

نشان

#۲۰۰٬۰۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

badge

نشان، علامت، امضاء و علامت برجسته و مشخص برای‌ نشان‌ دادن‌ کیفیت‌ حروف‌ صدادار acute accent

۲

symbol

نشان، علامت، نماد، رمز، اشاره، رقم، به صورت سمبل درآوردن، مظهر symbol مجازی‌

۳

emblem

نشان، نشانه، علامت، شعار، (ک.) تمثیل، با علایم نشان دادن

۴

hallmark

نشان، عیارى که از طرف زرگر یا دولت روى آلات سیمین و زرین گذاشته مى شود، انگ ارتش‌

۵

clue

گلوله کردن، به شکل کلاف یا گلوله نخ درآمدن، گلوله نخ، گره، گوى، (clew) کلید، راهنما، اثر، نشان، مدرک

۶

brand

داغ، داغ و درفش، نشان، انگ، نیمسوز، آتشپاره، جور، جنس، نوع، مارک، علامت، رقم، (مجازى) لکه بدنامى، (در شعر) داغ کردن، داغ زدن، (مجازى) خاطرنشان کردن، لکه دار کردن

۷

caret

هشتک، نشان

۸

chalk

گچ، (زبان عامیانه) نشان، علامت سفید کردن، با گچ خط کشیدن، با گچ نشان گذاردن

۹

cicatrix

جاى زخم، اثر زخم، داغ، نشان، داغه

۱۰

attribute

صفت، نسبت دادن، نشان، خواص، شهرت، افتخار، حمل کردن (بر) ـ

۱۱

cicatricle

داغ، نشان، محل زخم

۱۲

bench mark

(در ساختمان) نشان، انگپایه