فرهنگ آریانپور
اوژندن
#۱۹٬۹۹۸
lob
گوشت یا پوست آویخته، غبغب، چاق و چله، چاق، گوشت آلو، آدم خپله و سنگین، چیزى را سنگین بزمین زدن، با تنبلى و سنگینى حرکت کردن، خم شدن، به آهستگى پرتاب کردن
fell
(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن fall
toss
بالا انداختن، پرت کردن، انداختن، دستخوش اواج شدن، متلاطم شدن، پرتاب، تلاطم