فرهنگ آریان‌پور

نسنجیده

#۱۹۹٬۹۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

indigested

نا گواریده، هضم نشده، نسنجیده، فکر نکرده

۲

unconsidered

غیر قابل ملاحظه، بى ملاحظه، بى توجه، نسنجیده

۳

snap

بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن

۴

rash

تند، عجول، بى پروا، بى احتیاط، محل خارش یا تحریک روى پوست، جوش، دانه

۵

heady

تند، بى پروا، عجول شدید، مست کننده illconceived

۶

careless

بى دقت

۷

headlong

با کله، سر به جلو، با دست پاچگى، تند، سراسیمه، بى پروا، شیرجه رونده، معلق، عجول halfbaked

۸

unadvised

بدون اطلاع، تند و بى ملاحظه، بى احتیاط، بى پروا

۹

uncritical

غیر انتقادى، غیر و خیم، عادى

۱۰

precipitate

بشدت پرتاپ کردن، شتاباندن، بسرعت عمل کردن، تسریع کردن، سراشیب تند داشتن، ناگهان سقوط کردن، غیر محلول و ته نشین شونده، جسم تعلیق شونده یا متراسب، خیلى سریع، بسیار عجول، ناگهانى، رسوب شیمیایى