فرهنگ آریان‌پور

نسل

#۱۹۹٬۹۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

descendant

نسل، زاده (در جمع) اولاد، زادگان

۲

descendent

نسل، زاده (در جمع) اولاد، زادگان

۳

race

مسابقه، گردش، دور، دوران، مسیر، دویدن، مسابقه دادن، بسرعت رفتن، نژاد، نسل، تبار، طایفه، قوم، طبقه

۴

foster

غذا، نسل، بچه سر راهى، پرستار، دایه، غذا دادن، شیر دادن، پرورش دادن

۵

filiation

آباء و اجدادى، نسب، نسل، رابطه پدر و فرزندى

۶

generation

تولید نیرو، نسل، تولید، زایش

۷

age

عمر، سن، پیرى، سن بلوغ، دوره، عصر پیرشدن، پیرنما کردن، کهنه شدن (شراب) ـ

۸

once

یکمرتبه، یکبار دیگر، فقط یکبار، یک وقتى، سابقا

۹

stock

ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن

۱۰

offspring

زادو ولد، فرزند، اولاد، مبدا، منشا removed