فرهنگ آریانپور
نسبی
#۱۹۹٬۸۶۳
relative
نسبى، خویشاوند، راجع، منسوب، وابسته، خودى
genealogical
نسبى، شجره اى، دوده اى
self relative
نسبى، نسبت به خود
respective
مربوطه، بترتیب مخصوص خود، نسبى
comparative
تطبیقى، مقایسه اى، نسبى، (دستور زبان) تفضیلى (به طور اسم)، درجه تفضیلى، صفت تفضیلى
part
چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه
partial
جزیى، پاره اى، طرفدارانه، غیر منصفانه، جانبدار، طرفدار، مغرض، ناتمام، بخشى، قسمتى، متمایل به، علاقمند به
proportional
متناسب، به نسبت