فرهنگ آریان‌پور

نسبتا

#۱۹۹٬۸۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

enough

کافى، بس، به اندازه ى کافى، نسبتا، آنقدر، به قدر کفایت، به اندازه، بسنده

۲

partly

چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه

۳

rather

سریع تر، بلکه، بیشتر، تا یک اندازه، نسبتا، با میل بیشترى، ترجیحا

۴

somedeal

تا حدودى، تا اندازه اى، اندکى، نسبتا، متعدد

۵

sort of

بمقدار متوسط، نسبتا، بمیزان متوسط، تقریبا comparably

۶

y

یوتریم - (Y)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 39 و جرم اتمى 88.90585 گرم بر مول

۷

fairly

منصفانه، بى طرفانه، به طور میانه، بموقع، به طور روشن، خوب

۸

middling

وسط، میان، جمله مشترک، (به صورت جمع) اجناس مختلف از درجه متوسط

۹

reasonably

معقولانه، عقلا، با دلیل، حقا، به طور معقول یا عادلانه

۱۰

comparatively

تطبیقى، مقایسه اى، نسبى، (دستور زبان) تفضیلى (به طور اسم)، درجه تفضیلى، صفت تفضیلى