فرهنگ آریانپور
نسبت دادن به
#۱۹۹٬۸۰۲
give
(past: gave ; past participle: given) ـ واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائه دادن، بمعرض نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به، بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریه کردن
lay to
دروغ گفتن، تقلا کردن، مبادله ضربات کردن، نسبت دادن به
put
(past: put ; past participle: put) ـ گذاردن، قرار دادن، عذاب دادن، تقدیم داشتن، ارائه دادن، در اصطلاح یا عبارت خاصى قرار دادن، ترجمه کردن، تعبیر کردن، عازم کارى شدن، به فعالیت پرداختن، به کار بردن، منصوب کردن واداشتن، ترغیب کردن، متصف کردن، فرض کردن، ثبت کردن، تعویض کردن، انداختن، پرتاب، سعى، مستقر
step
گام، قدم، صداى پا، پله، رکاب، پلکان، رتبه، درجه، قدم برداشتن، قدم زدن، مرحله
proximity
نزدیکى، مجاورت