فرهنگ آریانپور
نسبت دادن
#۱۹۹٬۸۰۰
impute
نسبت دادن، بستن، اسناد کردن، دادن، تقسیم کردن، متهم کردن
ascribe
نسبت دادن، اسناد دادن، دانستن، حمل کردن (بر)، کاتب، رونویس بردار
imputation
نسبت دادن، بستن به
attribution
نسبت دادن، اختیار، تخصیص
assion
گماردن، نسبت دادن
attach
الصاق کردن، بستن، پیوستن، پیوست کردن، ضمیمه کردن، چسباندن، نسبت دادن، گذاشتن، (حقوق) ضبط کردن، توقیف شدن، دلبسته شدن
credit
اعتبار، آبرو، ستون بستانکار، نسیه، اعتقاد کردن، درستون بستانکار وارد کردن، نسبت دادن
attribute
صفت، نسبت دادن، نشان، خواص، شهرت، افتخار، حمل کردن (بر) ـ
accredit
اعتبارنامه دادن، استوارنامه دادن (به)، معتبر ساختن، اختیار دادن، اطمینان کردن (به)، مورد اطمینان بودن یا شدن، برسمیت شناختن (موسسات فرهنگى)، معتبر شناختن
predicate
مسند، خبر، مسندى، خبرى، خبر دادن، اطلاق کردن، به صورت مسند قرار دادن، مبتنى کردن، مستند کردن، گزاره، دلالت کردن