فرهنگ آریان‌پور

نسبت

#۱۹۹٬۷۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

rapport

نسبت، ربط، توافق، مناسبت، سازگارى

۲

uncrossed

نسبت

۳

blood

خون، خوى، مزاج، نسبت، خویشاوندى، نژاد، (مجازى) نیرو، خون آلود کردن، خون جارى کردن، خون کسى را به جوش آوردن، عصبانى کردن

۴

scale

مقیاس، گام، مقیاس گذاشتن، پیمودن، کفه ترازو، (در جمع) ترازو، وزن، (جانور شناسى) پولک یا پوسته بدن جانور، فلس، هر چیز پله پله، هر چیز مدرج، اعداد روى درجه گرماسنج و غیره، اندازه، معیار، درجه، میزان، مقیاس نقشه، وسیله سنجش، خط مقیاس، تناسب، نسبت، مقیاس کردن، توزین کردن

۵

format

قطع، اندازه شکل، نسبت، قالب، هیئت، قالب بندى کردن

۶

bearing

طاقت، بردبارى، وضع، رفتار، سلوک، جهت، نسبت

۷

kinship

خویشى، خویشاوندى، قوم و خویشى، بستگى، نسبت

۸

respect

رابطه، نسبت، رجوع، مراجعه، احترام، ملاحظه، احترام گذاشتن به، محترم داشتن، بزرگداشت، بزرگداشتن

۹

relation

رابطه، نسبت، خویش، (relational) وابستگى، ارتباط، شرح، خویشاوند، کارها، نقل قول، وابسته به نسبت یا خویشى

۱۰

cognation

خویشاوندى، نسبت، قرابت فطرى

۱۱

connection

(connexion =) ـ پیوستگى، اتصال، وابستگى، نسبت، مقام، خویش، رابطه، بستگى

۱۲

proportion

تناسب، نسبت، درجه، سهم، قسمت، قیاس، شباهت، مقدار، قرینه، متناسب کردن، متقارن کردن

۱۳

relationship

خویشى، وابستگى، نسبت، ارتباط

۱۴

rate

درچند، نرخ، سرعت، روش، طرز، منوال، نرخ بستن بر، بها گذاشتن بر، بر آورد کردن، شمردن، میزان، ارزیابى کردن واژه هاى شامل

۱۵

alliance

پیوستگى، اتحاد، وصلت، پیمان بین دول

۱۶

percentage

برحسب درصد، صدى چند، قسمت، مقدار، در صد

۱۷

perspective

منظر، لحاظ، دید، بینایى، منظره، چشم انداز، مناظر و مرایا، جنبه فکرى، سعه نظر، روشن بینى، مال اندیشى، تجسم شیى، خطور فکر، دیدانداز