فرهنگ آریانپور
نژند
#۱۹۹٬۷۴۹
sad
غمگین، اندوگین، غمناک، نژند، محزون، اندوهناک، دلتنگ، افسرده و ملول
upset
(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته
deject
پژمان کردن، افسردن، دل شکسته کردن پژمان، نژند، افسرده، محزون و مغموم
dejected
پژمان کردن، افسردن، دل شکسته کردن پژمان، نژند، افسرده، محزون و مغموم
neurotic
آدم عصبانى، دچار اختلال عصبى، عصبى، نژند
gloomy
تاریک، تیره، افسرده، غم افزا