فرهنگ آریان‌پور

نزول

#۱۹۹٬۶۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

downturn

نزول، کاهش، رکود اقتصادى

۲

fall

(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن

۳

descent

نسب، نژاد، نزول، هبوط

۴

falloff

تمایل داشتن، متوجه بودن، منحرف شدن، انحراف، نزول

۵

discount

تخفیف، نزول، کاستن، تخفیف دادن، برات را نزول کردن

۶

descension

هبوط، نزول

۷

devolution

واگذارى، انتقال (پشت در پشت)، نزول، فساد تدریجى، انحطاط، تفویض اختیارات

۸

slump

زمین باتلاقى، کاهش فعالیت، رکود، دوره رخوت، افت، ریزش، یکباره پایین آمدن یا افتادن، یکباره فرو ریختن، سقوط کردن، خمیده شدن

۹

plunge

غوطه، شیرجه، گودال عمیق، سرازیرى تند، سقوط سنگین، فرو بردن، غوطه ور ساختن، شیب تند پیدا کردن، شیرجه رفتن، ناگهان داخل شدن

۱۰

decline

کاهش، شیب پیدا کردن، رد کردن، نپذیرفتن، صرف کردن (اسم یاضمیر)، زوال، انحطاط، خم شدن، مایل شدن، رو بزوال گذاردن، تنزل کردن، کاستن

۱۱

anticlimax

پاداوج، بیان قهقرایى (مثل " زنم مرد، مالم را بردند و سگم هم گم شد ")، بیانى که هر چه پیش مى رود اهمیتش کمتر مى شود، بیان قهقرایى نمودن