نزدیکی
#۱۹۹٬۶۳۲
accession
نزدیکى، ورود، دخول، پیشرفت، افزایش، نیل (بجاه و مقام بخصوص سلطنت)، جلوس، (پزشکى) شیوع، بروز، (حقوق) تملک نما ى، شیى اضافه یا الحاق شده، نمائات (حیوان و درخت)، تابع وصول، الحاق حقوق، شرکت در مالکیت بترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن
adduction
نزدیکى، قرب، اقامه، اظهار
contiguity
نزدیکى، مجاورت، برخورد، تماس، وابستگى، ربط
propinquity
نزدیکى، خویشى، شباهت، قرابت، مجاورت
approximation
نزدیکى، شباهت زیاد، قریب به صحت، تخمین، تقریب closeness
affinity
وابستگى، پیوستگى، قوم و خویش سببى، نزدیکى
abutment
کنار، طرف، مرز، حد، (در پل سازى) نیم پایه، پایه جناحى، پشت بند دیوار، بست دیوار، نزدیکى، مجاورت، اتصال
adjacency
(adjacence =) ـ مجاورت، نزدیکى، قرب جوار
adjacence
(adjacency =) ـ نزدیکى، مجاورت، قرب جوار
imminence
(imminency =) ـ نزدیکى، مشرف بودن، قرابت، وقوع خطر نزدیک
going on
(به چیزى) نزدیک شدن، نزدیکى، تماس، ادامه
coming
آینده، آمدن، ظهور
kinship
خویشى، خویشاوندى، قوم و خویشى، بستگى، نسبت
approach
نزدیک شدن، نزدیک آمدن، معبر، مشى
immediacy
بى درنگى، فوریت، بى واسطگى، بى فاصلگى، مستقیم و بى واسطه بودن، آگاهى، حضور ذهن، بدیهى، قرب جواز
familiarity
آشنایى، انس