فرهنگ آریان‌پور

نزدیکی

#۱۹۹٬۶۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

accession

نزدیکى، ورود، دخول، پیشرفت، افزایش، نیل (بجاه و مقام بخصوص سلطنت)، جلوس، (پزشکى) شیوع، بروز، (حقوق) تملک نما ى، شیى اضافه یا الحاق شده، نمائات (حیوان و درخت)، تابع وصول، الحاق حقوق، شرکت در مالکیت بترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن

۲

adduction

نزدیکى، قرب، اقامه، اظهار

۳

contiguity

نزدیکى، مجاورت، برخورد، تماس، وابستگى، ربط

۴

propinquity

نزدیکى، خویشى، شباهت، قرابت، مجاورت

۵

approximation

نزدیکى، شباهت زیاد، قریب به صحت، تخمین، تقریب closeness

۶

affinity

وابستگى، پیوستگى، قوم و خویش سببى، نزدیکى

۷

abutment

کنار، طرف، مرز، حد، (در پل سازى) نیم پایه، پایه جناحى، پشت بند دیوار، بست دیوار، نزدیکى، مجاورت، اتصال

۸

adjacency

(adjacence =) ـ مجاورت، نزدیکى، قرب جوار

۹

adjacence

(adjacency =) ـ نزدیکى، مجاورت، قرب جوار

۱۰

imminence

(imminency =) ـ نزدیکى، مشرف بودن، قرابت، وقوع خطر نزدیک

۱۱

going on

(به چیزى) نزدیک شدن، نزدیکى، تماس، ادامه

۱۲

coming

آینده، آمدن، ظهور

۱۳

kinship

خویشى، خویشاوندى، قوم و خویشى، بستگى، نسبت

۱۴

approach

نزدیک شدن، نزدیک آمدن، معبر، مشى

۱۵

immediacy

بى درنگى، فوریت، بى واسطگى، بى فاصلگى، مستقیم و بى واسطه بودن، آگاهى، حضور ذهن، بدیهى، قرب جواز

۱۶

familiarity

آشنایى، انس