فرهنگ آریانپور
نزدیک شدن
#۱۹۹٬۶۱۰
aggress
نزدیک شدن، نزدیک کردن، حمله کردن (به)، مبادرت کردن (به)
approach
نزدیک شدن، نزدیک آمدن، معبر، مشى
draw on
نزدیک شدن (به)، باعث شدن، متصل شدن، عهده کسى برات کشیدن
near
نزدیک، تقریبا، قریب، صمیمى، نزدیک شدن
nigh
نزدیک، قریب، مجاور، تقریبا، نزدیک شدن
accede
دست یافتن، رسیدن، راه یافتن، نائل شدن، نزدیک شدن، موافقت کردن، رضایت دادن، تن دردادن
accost
مخاطب ساختن، مواجه شدن (با)، نزدیک شدن (بهر منظورى)، مشترى جلب کردن (زنان بدکاردر خیابان)، نزدیک کشیدن، در امتداد چیزى حرکت کردن (مثل کشتى)
going on
(به چیزى) نزدیک شدن، نزدیکى، تماس، ادامه