فرهنگ آریان‌پور

نزدیک به

#۱۹۹٬۵۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

toward

آینده، روى، به سوى، به طرف، نسبت به، در باره، نزدیک به، مقارن، درراه، براى

۲

fit

بیهوشى، غش، تشنج، هیجان، درخور، مناسب، شایسته، تندرست، اندازه بودن (جامه) برازندگى، زیبنده بودن بر، مناسب بودن براى، (مجازى) شایسته بودن، متناسب کردن، سوار یا جفت کردن، (حقوق) صلاحیت دار کردن، تطبیق کردن، قسمتى از شعر یا سرود، بند، در خور، مقتضى، خوراندن

۳

near

نزدیک، تقریبا، قریب، صمیمى، نزدیک شدن

۴

almost

تقریبا، به طور نزدیک