نزار
#۱۹۹٬۵۱۵
cachectic
نزار، ضعیف البنیه، مبتلا به سوء هاضمه و ضعف
lean
(past: leaned, leant ; past participle: leaned, leant) ـ تکیه کردن، تکیه زدن، پشت دادن، کج شدن، خم شدن، پشت گرمى داشتن، متکى شدن، تکیه دادن به طرف، تمایل داشتن، لاغر، نزار، نحیف، اندک، ضعیف، کم سود، بیحاصل
thin
نازک، باریک، لاغر، نزار، کم چربى، کم پشت، رقیق، کم مایه، سبک، رقیق و آبکى، کم جمعیت، به طور رقیق، نازک کردن، کم کردن، رقیق کردن، لاغر کردن، نازک شدن، کم پشت کردن
meager
(meagre =) ـ لاغر، نزار، بى برکت، بى چربى، نحیف، ناچیز
meagre
(meager =) ـ لاغر، نزار، بى برکت، بى چربى، نحیف، ناچیز
heartsick
پریشان، غمگین، ملول، دل آزرده، دل شکسته، نزار
frail
نازک، سست، نحیف، شکننده، زودگذر، سست در برابر وسوسه شیطانى، گول خور، بى مایه
peaked
قله، به قله رسیدن، نوک، راس، کلاه نوک تیز، (مجازى) منتها درجه، حداکثر، کاکل، فرق سر، دزدیدن، تیز شدن، به صورت نوک تیز درآمدن، به نقطه اوج رسیدن، نحیف شدن peak
infirm
ناتوان، ضعیف، علیل، رنجور، نااستوار
invalid
پوچ، نامعتبر، علیل، ناتوان، بى اعتبار، باطل (invalidate) ناتوان کردن، علیل کردن، باطل کردن
rickety
(پزشکى) نرم استخوان، سست، ضعیف، لق، زهوار در رفته
decrepit
سالخورده و فرتوت، ضعیف و ناتوان، خیلى پیر