فرهنگ آریان‌پور

نرمش‌ کردن

#۱۹۹٬۴۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

limber

خمیده، سر به زیر، مطیع، تاشو، خم شو، نرم، خم کردن، تا کردن، خمیده کردن، تمرین نرمش کردن