فرهنگ آریان‌پور

نرم و صاف کننده

#۱۹۹٬۴۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

smoother

سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بى تکان، بى مو، صیقلى، ملایم، دلنواز، روان کردن، آرام کردن، تسکین دادن، صاف شدن، ملایم شدن، صاف کردن، بدون اشکال بودن، صافکارى کردن، صاف، هموار کردن smooth