فرهنگ آریان‌پور

نرم‌ کردن

#۱۹۹٬۳۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

soften

نرم کردن، ملایم کردن، آهسته تر کردن، شیرین کردن، فرو نشاندن، خوابانیدن، کاستن، از، کم کردن، نرم شدن

۲

loosen

شل کردن، لینت دادن، نرم کردن، سست کردن، از خشکى در آوردن

۳

mollify

فرو نشاندن، آرام کردن، نرم کردن، تسکین دادن، خواباندن

۴

melt

گداز، آب شدن، گداختن، مخلوط کردن، ذوب کردن