فرهنگ آریان‌پور

نرم شدن

#۱۹۹٬۳۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

relent

نرم شدن، رحم بدل آوردن، پشیمان شدن

۲

soften

نرم کردن، ملایم کردن، آهسته تر کردن، شیرین کردن، فرو نشاندن، خوابانیدن، کاستن، از، کم کردن، نرم شدن

۳

supple

نرم، (در بافت) قابل ارتجاع، کش دار، تغییر پذیر، نرم شدن، راضى شدن، انعطاف پذیر

۴

smoothen

صاف شدن، نرم شدن، صاف و صیقلى شدن، صافکارى کردن، صاف کردن، رنده کردن