فرهنگ آریان‌پور

نرم تن

#۱۹۹٬۳۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

mollusc

(mollusk =) ـ جانور نرم تن، حلزون

۲

mollusk

(mollusc =) ـ جانور نرم تن، حلزون

۳

slug

گلوله بى شکل، چارپاره، جانور کندرو، جانور تنبل، گردونه کندرو، اسب کندرو، (آمریکایى) یک جرعه مشروب، تکه فلز خام، مثل حلزون حرکت کردن، یواش یواش و کرم وار بیهوده وقت گذراندن، لول زدن، ضربت مشت، ضربت سنگین زدن به