فرهنگ آریان‌پور

نرم - خمیر -

#۱۹۹٬۳۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

pap

نوک پستان، ممه، هر چیزى شبیه نوک پستان، قله، خوراک نرم و رقیق (مثل فرنى)، خمیر نرم، تفاله گوشت یا سیب

۲

mash

خیسانده ى مالت، خمیر نرم، خوراک همه چیز درهم، درهم و برهمى، نرم کردن، خرد کردن، خمیر کردن، شیفتن، مفتون کردن، لاس زدن، دلربایى

۳

mush

حریره آرد ذرت، خمیر نرم، (در رادیو) صداى مزاحم، پارازیت، خش خش، حریره آرد ذرت تهیه کردن، سفر پیاده در برف، پیاده در برف سفر کردن، احساسات بیش از حد