فرهنگ آریانپور
نرم
#۱۹۹٬۳۴۷
ferrety
نرم، مثل موش خرما
fine
جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف
flabby
سست، نرم، شل و ول، داراى عضلات شل
pliable
خم پذیر، خم شو، انحناء پذیر، نرم شدنى، قابل انعطاف
cottony
پنبه اى، کرکى، نرم
exorable
قابل تحریک در مقابل التماس، (مجازى) دل رحیم، نرم
flexible
خم شو، تاشو، نرم، قابل انعطاف، قابل تغییر
flexuous
پیچاپیچ، پیچ و خم دار، مارپیچ، موجى، نرم
flexural
پیچاپیچ، پیچ و خم دار، مارپیچ، موجى، نرم
tractable
رام شو، رام کردنى، سربراه، نرم، سست مهار خودمانی squidgy آدم
effeminate
زن صفت، نرم، سست، بیرنگ، نامرد
flyaway
شل و ول، سبک، گیج، فرار، فرارى فلز