فرهنگ آریان‌پور

نرم

#۱۹۹٬۳۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

ferrety

نرم، مثل موش خرما

۲

fine

جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف

۳

flabby

سست، نرم، شل و ول، داراى عضلات شل

۴

pliable

خم پذیر، خم شو، انحناء پذیر، نرم شدنى، قابل انعطاف

۵

cottony

پنبه اى، کرکى، نرم

۶

exorable

قابل تحریک در مقابل التماس، (مجازى) دل رحیم، نرم

۷

flexible

خم شو، تاشو، نرم، قابل انعطاف، قابل تغییر

۸

flexuous

پیچاپیچ، پیچ و خم دار، مارپیچ، موجى، نرم

۹

flexural

پیچاپیچ، پیچ و خم دار، مارپیچ، موجى، نرم

۱۰

tractable

رام شو، رام کردنى، سربراه، نرم، سست مهار خودمانی‌ squidgy آدم‌

۱۱

effeminate

زن صفت، نرم، سست، بیرنگ، نامرد

۱۲

flyaway

شل و ول، سبک، گیج، فرار، فرارى فلز