فرهنگ آریان‌پور

نرده دار کردن

#۱۹۹٬۳۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fraise

شلوغ، و لوله، چاپلوسى، چاپلوسى کردن، ریشخند کردن، گشادتر کردن سوراخ، اره مدور، نرده دار کردن، دهانه چیزى را گشادتر کردن

۲

cage

قفس، درقفس نهادن، درزندان افکندن

۳

fence

حصار، دیوار، پرچین، محجر، سپر، شمشیر بازى، خاکریز، پناه دادن، حفظ کردن، نرده کشیدن، شمشیر بازى کردن

۴

picket

دستک، میخ چوبى، میخچه، چوب نوک تیز، چوب پرچین، کشیک، اعتصاب کردن، اعتصاب و جلوگیرى از ورود سایرین به محل کار، نرده کشیدن، مراقبت کردن، بستن، افسار کردن (اسب)، جلوکسى راه رفتن یا ایستادن