فرهنگ آریان‌پور

ندرتاً

#۱۹۹٬۱۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

short

کوتاه، مختصر، قاصر، کوچک، باقى دار، کسردار، کمتر، غیر کافى، خلاصه، شلوار کوتاه، تنکه، یکمرتبه، بى مقدمه، پیش از وقت، ندرتاً، کوتاه کردن، (برق) اتصالى پیدا کردن

۲

scarce

کمیاب، کم، نادر، اندک، تنگ، قلیل، ندرتاً

۳

seldom

بسیار کم، بندرت، خیلى کم، ندرتاً