فرهنگ آریان‌پور

نخورده - دست -

#۱۹۹٬۰۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

whole

تمام، درست، دست نخورده، کامل، بى خرده، همه، سراسر، سالم

۲

entire

کاملاً، کلاً، سراسر

۳

intact

دست نخورده، بى عیب، سالم، کامل، صدمه ندیده

۴

virgin

باکره، دست نخورده، پاکدامن، عفیف، سنبله، استفاده نشده

۵

virginal

دوشیزه اى، خالص، دست نخورده، باکره مانده

۶

untouched

دست نخورده، دست نزده