نخستین
#۱۹۸٬۹۹۹
incipient
نخستین، بدوى، اولیه، مرحله ابتدایى
first
نخست، نسختین، اولاً، نخستین، اول، یکم، مقدم، مقدماتى
prime
اول، عمده، نخست، زبده، درجه یک، آغاز، بهار جوانى، کمال، بهترین قسمت، نخستین، اولیه، اصلى، برجسته، بار کردن، تفنگ را پر کردن، بتونه کارى کردن، قبلا تعلیم دادن، آماده کردن، مجهز ساختن، تحریک کردن
infancy
کودکى، بچگى، طفولیت، خردى، صباوت، نخستین، دوره رشد
premier
مقدم، برتر، والاتر، نخستین، مهمتر، رئیس، رهبر، نخست وزیر، نخستین نمایش یک نمایشنامه، هنرپیشه برجسته (premiere)
primary
اولیه، ابتداى، عمده، ابتدایى، مقدماتى، نخستین، اصلى
initial
نخستبن، اول، اولین، اصلى، آغازى، ابتدایى، بدوى، واقع در آغاز، اولین قسمت، پاراف، در آغاز قرار دادن، نخستین حروف نام و نام خانوادگى را نوشتن، پاراف کردن، آغاز کردن
premiere
مقدم، برتر، والاتر، نخستین، مهمتر، رئیس، رهبر، نخست وزیر، نخستین نمایش یک نمایشنامه، هنرپیشه برجسته (premier)
primal
اولیه، بسیار قدیمى
original
اصلى، بکر، بدیع، منبع، سرچشمه، اصیل، اصل، مبتکر، ابتکارى