فرهنگ آریانپور
نخ مانند
#۱۹۸٬۹۴۰
thready
نخ مانند، باریک، نازک، چسبناک، رشته رشته، با صداى باریک
threadlike
نخ مانند
string
(past: strung ; past participle: strung) ـ زه، زهى، نخ، ریسمان، رشته، سیم، ردیف، سلسله، قطار، نخ کردن (با سوزن و غیره)، زه انداختن به، کشیدن، ریش ریش، نخ مانند، ریشه اى، چسبناک، دراز، به نخ کشیدن (مثل دانه هاى تسبیح)، بصف کردن، زه دار کردن، رشته کردن
stringy
ریش ریش، نخ مانند، ریشه اى، چسبناک
filiform
رشته مانند، نخ مانند