فرهنگ آریان‌پور

اوردن - فراهم -

#۱۹٬۸۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

assemble

همگذاردن، سوار کردن، فراهم آوردن، انباشتن، گرد آوردن، جفت کردن، جمع شدن، گرد آمدن، انجمن کردن، ملاقات کردن